گنج

شمارهٔ ۳۴۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انشود۸ بیت
کی دلت خوشحال با اندیشه دنیا شود؟!خار خارت، کی گذارد غنچه دل وا شود؟!
عرصه دنیا که در وی عاقلان سرگشته اندآن قدر جانیست یک دیوانه را صحرا شود
چون خیالاتست در چشمت، وجود این و آنهیچ غیر از حق نماند، چشم دل گر وا شود
از غبار دیده هر خط میشود خط غباردل چو بینا گشت، خط معرفت خوانا شود
آدم، آدم، مرد، مرد؛ از همت همت بودقیمتت بالا شود، گر همتت والا شود!
چشمها از روی شب پوشیده گردد از عبوسدیده ها بر روی صبح از روگشادی واشود
روشناس خلق پیران را، مریدان میکننددر نوشتن حرفها از نقطه ها خوانا شود
تا نگوید یار ما واعظ که هر جایی شدیگفت و گوی ما نمیخواهیم در هرجا شود