شمارهٔ ۳۳۹
همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شوددر میان حرف، گاهی آن دهان پیدا شود
ابروش در عشوه شد از حرف ناصح سخت تروقت سرما بیشتر زور کمان پیدا شود
میشود روشن چراغم، آن زمان کاین جسم زارچون شرر از زیر سنگ کودکان پیدا شود
میدهند اسباب شادی، غم چو میگیرد کمالچون چمن پژمرده گردد، زعفران پیدا شود
عیش زرداران، نصیب بینوایان میشودرنگ گلها در رخ برگ خزان پیدا شود
گرچه گم گردیده امروز از میان حق نمکآخر از چشم منافق پیشگان پیدا شود
گرچه میخوابد غبار فتنه ها از آب تیغفتنه ها در عالم، از تیغ زبان پیدا شود
بسکه از دلها بدورم، کس نپردازد بمنچون هدف استاده ام، کان شخ کمان پیدا شود
تا نگردد دل تو را غربال از تیر بلاگوهر گم گشته ات واعظ چه سان پیدا شود؟!