گنج

شمارهٔ ۳۳۶

قافیه: انبود۶ بیت
مهر و کین از بهر حق، در خلق عالم کم بودلعن ابلیس از ره فرزندی آدم بود
تا فراموشش نگردد کار مردم ساختنرشته بر انگشت شاه از حلقه خاتم بود
کوس رحلت زن، چو شد خورشید اقبالت بلندمسند دولت گل و، مسند نشین شبنم بود
نقد جان بیدرد در بازار دین نبود رواچون زر بی سکه دان هر دل که آن بیغم بود
روز و شب آیند دلگیر و سیه پوشم به چشمخانه چشمم تو گویی خانه ماتم بود
پایه قدر سخن برتر نبودی، گر ز مالاز چه واعظ سکه را جا بر سر درهم بود