شمارهٔ ۳۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: فرا۶ بیت
مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف راکه تا اِستادهای، مرگ از کفت گیرد تصرف را
در اقلیم قناعت، زین سبب تنگی نمیباشدکه بیرون کردهاند از شهر، درویشان تکلف را
به قدر لبگزیدن، صرفه کن از زندگی وقتیمکن تنگ از هجوم معصیت جای تأسف را
جهانی زور نتواند حریف ناتوانی شددل زاری گرفت از دست شهری درد یوسف را!
دمی غافل نگردد یادش از یادم، چه بودی گرزیاد خود گرفتی یاد آیین تلطف را!
نگنجد در سرای آفرینش بهتری دیگربه خاطر از فضولی ره دهد واعظ تصرف را