گنج

شمارهٔ ۳۰۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ند۶ بیت
هر گه آن مه، رخ بنماید از پی دفع گزندمیکند در مجمر دل عقده های کار سپند
عقده ام از کیست در دل؟ از بلائی آفتیچون نزاکت زود رنج و، چون ملامت دلپسند!
چون خموشی، راز دارو، چون سخن حاضرجوابچون اثر بیگانه خوی و، چون دعا بالابلند
چون توان جست از کمند سرکشی کز حیرتشتاب را پای برون رفتن نباشد از کمند؟!
می‌کنیم از درد او فریاد، در هر کوچه‌ایگرچو موسیقار میسازند ما را بند بند
گر بپرسد کیست از ما این چنین نالان؟ بگو:واعظ بیچاره آشفته‌حال دردمند