گنج

شمارهٔ ۳۰۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ند۶ بیت
تن بمحنت ده، اگر خواهی که گردی سربلندگر نیفتادی در آتش، اوج نگرفتی سپند
گوشواری نیست گوش هوش را به زین دو حرفلب بغیر حق مجنبان، دل بغیر حق مبند
صیدگاهست این جهان، من صید، صیادم اجلرشته عمرم کمند و، روز و شب چین کمند
چیست گیتی؟ کژدمی، عمر دراز ما، دمش!زهر مرگش هست نیش و، سال و ماهش بند بند
میکنی اوقات صرف، اما نمیگویی به چه؟میفروشی این متاع، اما نمیدانی به چند!
نی چنان افتاده واعظ در ره افتادگیکز دلش هم آه جانسوزی تواند شد بلند