شمارهٔ ۳
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ا۵ بیت
تا زنده است دل، نیست لذت پذیر دنیاکی میشود نمک سود، ماهی ز شور دریا؟!
چون سایه، چند افتی در پای قصر و ایوان؟بردار دست از شهر، بگذار سر بصحرا
با سوز عشق باشد، روشن طریق مقصدآتش بلد نخواهد هرگز براه بالا
با کوچکان بیامیز تا روشناس گردیگرچه جلی بود خط، بی نقطه نیست خوانا
ای نوجوان مکش سر، از پندهای واعظاز اره زخمها خورد، تا شد نهال رعنا