شمارهٔ ۲۹۵
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رمیکشد۷ بیت
زحمت ایام، راحتجو فزونتر میکشدسختی از دوران برای بالش پر میکشد
بهر نیکان، میتوان رنج گرانجانان کشیدبار هر سنگی ترازو بهر گوهر میکشد
در دل آسای پریشانان مباش از شانه کمکز نوازش زلفها را دست بر سر میکشد
شایدش گردد گرفتنهای مفلس عذرخواهزحمتی کز شرم دادنها توانگر میکشد
گر کند قصد هلاک خویش مفلس، دور نیستدر بهاران بید از آن بر خویش خنجر میکشد
گلستان آب خود از سرچشمه میگیرد، نه جواین قدر سائل چه منت از توانگر میکشد؟!
نیست هرگز حسرت قیمتشناسان سخنکلک واعظ هر نفس آهی ز دل برمیکشد