شمارهٔ ۲۹۴
همچنان کز آب سرو بوستان قد میکشدنخل آه از رفتن عمرم چنان قد میکشد
طول آمالم ندارد پای کم از طول عمرآرزو با زندگانی همعنان قد میکشد
چون زمین تشنه از بس گریه دزدیدم به خودزنگ در آیینه دل، سبزهسان قد میکشد
میخورد از جویبار حسن باغ عشق آبزآب گل، نخل صفیر بلبلان قد میکشد
بس که در پایت چو واعظ کشتگان جان میدهندسرو بالای تو، از آب روان قد میکشد