شمارهٔ ۲۹۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یرشد۶ بیت
گره در ابروان، از گرمی خویش چو اخگر شدنقاب از آتش رخسار او، بال سمندر شد
مشبک شد چنان از خارخار دیدنش چشممکزان نور نگاهم تارها چون دود مجمر شد
گنه کاران شدند از حشر من گرم عرق ریزیرخم از رنگ خجلت آفتاب روز محشر شد
ندارد مال دنیا حاصلی غیر از پشیمانیصدف دست تأسف زد بهم، تا پر ز گوهر شد
نظر بر تیره روزان، چشم روشن میکند جاناغبار ظلمت شب، توتیای چشم اختر شد
جمال گل چنین در ناله بلبل کرده بلبل راز فیض حسن جانان است اگر واعظ سخنور شد