گنج

شمارهٔ ۲۹۱

قافیه: رشد۶ بیت
با دست او چو رنگ حنا دستیار شدخونم چو رگ ز غیرت او بیقرار شد
آلودنش بخون رقیبان چه لازم است؟پایی که از خرام تواند نگار شد
از نقطه روشنست اگر حرف در رقماز حرف نقطه دهنت آشکار شد
پا بر زمین نمیرسد از شوق جام راتا رنگ باده حسن ترا پرده دار شد
آزاد نیستند بدولت رسیدگانگردید پای بند نگین تا سوار شد
واعظ گرفت بسکه از آن هردم اعتباردر دیده اش جهان همه بی اعتبار شد