گنج

شمارهٔ ۲۶۰

قافیه: رامانمیتوانمکرد۶ بیت
صرصر آهم چراغ روز را خاموش کردموج اشکم، آسمان را حلقه ها در گوش کرد
پنبه آواز جرس را کم ز سنگ سرمه نیستهرزه نالان را به نرمی میتوان خاموش کرد
عشق تا واکرد در میخانه فیض ترانوبهار از غنچه گلبن را سبو بر دوش کرد
در جهان هرکس به تلخی زندگانی کرده استزهر مردن را بآسانی تواند نوش کرد
گرم رویان را چه پروا از تریهای عدو؟آتش گل را به شبنم کی توان خاموش کرد؟
تیر باران حوادث واعظ دلخسته رادر جهان از خرقه صد پاره جوشن پوش کرد