گنج

شمارهٔ ۲۰۲

قافیه: ونیست۸ بیت
دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیستخطی بحرف سعادت چو چین ابرو نیست
بهای گوهر مردم بود بآب حیابفرق خاک کسی را که آب دررو نیست
زمغز پوچ بود پیش مرد آزادهسری که روز وشب از فکر حق بزانو نیست
زبحر غفلت دنیای درون ترا خطریچوچار موجه خواب چهار پهلو نیست
که میکند نگه اکنون بروی فضل و هنردرین زمانه نظر جز بچشم و ابرو نیست
درین زمانه بجا نیست اعتبار کسیندارد آینه رو، پشتش ار بپهلو نیست
جداست غیرت مردی و، خوی تند جداکه طاق ابروی مردانه چین ابرو نیست
سخنوریست بتحریک دل مرا واعظبنان اگر نبود، خامه خود سخنگو نیست