شمارهٔ ۲۰۳
خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشتلعل دوشابی آن دل، چه بها خواهد داشت
زآن شوم گردو، نهم روی به پشت پایشکه گه شرم نگاهی سوی ما خواهد داشت
بشکند طرف کلاهی، فتد آوازه بشهربشکند گر دل ما را، چه صدا خواهد داشت
بامن آن آتش سوزان چو شود گرم عتابنگه خشم، یقین جانب ما خواهد داشت
عزم وادید خود آن قاعده دان دارد بازخانه آینه امروز صفا خواهد داشت
دلبری نیست چو او، ور بود آیینه صفتشیوه دلبری از دلبر ما خواهد داشت
این نزاکت که از آن دست من امشب دیدمدستی از دور بر آتش زحنا خواهد داشت
گر تو دوری نکنی این همه واعظ از دوستدوری خود بتو کی دوست روا خواهد داشت