شمارهٔ ۱۹۱
در پای دلت هر غم بی فایده بندیستهر پیچشت از فکر جهان چین کمندیست
از آتش زر این همه آوازه منعمدر گوش خردمند چو فریاد سپندیست
مد نگهت، برخط هر لوح مزاریدر پنجه مژگان تو سررشته پندیست
خاموشی هر یک ز عزیزان ته خاکبر مردم غفلت زده، فریاد بلندیست
تاکی گله از کوتهی جذبه معشوقگردن چو نهی، بر تو ز هر جاده کمندیست
دل از غم بیهوده دنیا چو فگندیمواعظ ز جهان چاره ما کند بلندیست