گنج

شمارهٔ ۱۸۶

قافیه: اماوست۵ بیت
خاطرت چون رم کند از هر دو عالم، رام اوستتا ز هستی کنده‌ای دل را، نگین نام اوست
تا به فکر خویش افتادیم، صید او شدیمهر به خود پیچیدن ما، حلقه‌ای از دام اوست
یاد او در خاطرم آسوده نتواند نشستبی‌قراری‌های عاشق، بستر آرام اوست
عذرخواهی‌های لطفش از دلم بیرون نبرداین چه دلچسبی است با شیرینی دشنام اوست
بیقراری میرساند مژدهٔ او را به ماواعظ آواز تپیدن‌های دل پیغام اوست