گنج

شمارهٔ ۱۸۵

قافیه: وست۶ بیت
درها همه بسته است، گشاده است در دوستدرهای شهان، طاق نماها ز در اوست
با نیک و بدم، شیوه به جز یک جهتی نیستلوح دل من چون ورق آینه یک روست
با آینه آرایش خود رسم زنان استخود ساختن مرد به آیینه زانوست
هر اشک که دیده ز شرم گنه آیدیک شعبه باریک ز آبیست که در روست
سنبل بر گیسوی تو، کم بوی تر از رنگگل پیش گل روی تو، بی رنگ تر از بوست
واعظ ز تو سیم و زر و، از ما غم جانانما را عوض بالش زر، بالش زانوست