شمارهٔ ۱۷۴
مایه جمعیت خاطر، نه سامان بوده استاین درم در کیسه تنگی فراوان بوده است
ما دل ارباب دولت را غنی پنداشتیمبینوا از برگ، جمعیت پریشان بوده است
قطره باران گهر تا گشت، نم بیرون ندادفیض بخشی شیوه بی اعتباران بوده است
منت ممنون نکردن، کرده ما را زیر باراز لئیمان بخل ورزیدن هم احسان بوده است
در بلند و پست اوضاع جهان کردیم سیرهردو، همچون جوهر و آیینه یکسان بوده است
ما رعیت را ذلیل شاه می پنداشتیمشاه هم در زیر تیغ آه ایشان بوده است
نام ما از یاد یاران رفت و، دیگر برنگشتخاک این آواره در اقلیم نسیان بوده است
کس نمیدانست واعظ سربلندی از چه یافتچون نظر کردیم خاک، پای یاران بوده است