گنج

شمارهٔ ۱۶۵

قافیه: وناست۱۰ بیت
کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون استپر ز عشق است، اگر کوه و اگر هامون است
کیست، کو خانه خراب هوس دنیا نیست؟یکی از خاک نشینان درش، قارون است
پیش پاکان، همه اقبال جهان ادبار استنخل در آینه آب روان وارون است
اهل دل، ربط بهم از ره باطن دارندرشته گوهر صد لفظ همان مضمون است
پیش ابنای زمان، عقل و خرد بی شرمیستبید را نام سرافگنده چو شد، مجنون است
جامه هستیت از لوث هوس پاک کندمالش سختی ایام، تو را صابون است
ظاهر و باطن ما، در طبق اخلاص استهرچه در خانه بود آینه را بیرون است
تاب دردسر پرگویی کهسارم نیستجای مجنون سراپا رم ما، هامون است
آن قدر تشنه حرف لب یاقوت توامکه زبان چون قلم از کام مرا بیرون است
کیست واعظ، که کند دعوی صاحب سخنی؟این قدر بس که نگویند که ناموزون است