شمارهٔ ۱۴۶
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نشرماست۷ بیت
بهار گلشن آن روی چون سمن، شرم استسهیل سیب سخنگوی آن ذقن، شرم است
ز شرم، حسن بتان راست، آب و رنگ دگرکه باغبان عرق ریزان این چمن شرم است
ندیدنی است رخی، کو ندارد آب حیاصفای آینه حسن مرد و زن شرم است
شود تکلم جانان، ز شرم بامزه ترکه مشک شکر شیرینی سخن شرم است
از آن شود ز عرق جامه پوش در حمامکه پای تو بسر آن شوخ سیم تن شرم است
ز ناز و غمزه و رفتار و شوخی و تمکینشود گر انجمنی، میر انجمن شرم است
ترا نظر به قد و عارض است و مو واعظجمال پیش تو اینهاست، پیش من شرم است