شمارهٔ ۱۴۵
هست خفت گرمی یاران بهر کو آدم استاهل همت را بسر، دست نوازش چون یم است
سربلندی آرزو داری، سخاوت پیشه کنکاین علم را، ریزش باران احسان پرچم است
فکر عمری کن، اگر کوته نمیسازی املکز برای این امل این زندگانی ها کم است
از هنرها، غیر زرداری کنون نبود پسنداین غزل را مصرع برجسته نقش درهم است
نیست ما صافی نهادان را ز کس پوشیدهاینیک و بد در خانه آیینه واعظ محرم است