شمارهٔ ۱۴۰
روزگار جامه دیبا و فرش مخمل استکعبه دل را لباس درد دین مستعمل است
دام مکری زال دنیا را چو حب و جاه نیستطره مرغول این غداره دود مشعل است
بازدارد راحت دنیا ترا از بندگیاز خدا غافل شدن تعبیر خواب مخمل است
ذکر حقشان همعنان فکر باطل میرودرشته تسبیح یاران چون نگاه احول است
بیقراریهای ما، زینتفزای حسن اوستگرد سر گشتن کتاب حسن او را جدول است
پای بر خود چون نهی واعظ، چه باک از حادثاتفارغست از سیل، آن کو بر فراز این تل است