گنج

شمارهٔ ۱۰۳

قافیه: الادب۹ بیت
توان پرید بر اوج شرف ببال ادبتوان نشست به صدر از صف نعال ادب
کنند رو به تو خلقی، اگر ادب داریک هست شاه و گدا عاشق جمال ادب
کند به پیش سیاه و سفید حرف تو سبزروان شود چو بجوی زبان زلال ادب
شود فزون ز ادب قدر کس کمش مشمارکه حسن خلق یکی ده شود ز خال ادب
تراست کوس فضیلت پر از صدا، لیکنصدا نخیزد ازین کوس بی دوال ادب
ادب طلب کن، اگر طالب کمالی توکه نیست هیچ کمالی به از کمال ادب
ادب بجوی اگر نام نیک میخواهیکه نیست مقری این بانگ جز بلال ادب
ز نفس بی ادبت، عالمی در آزارندسزاست این شتر مست را عقال ادب
به طبع خلق گوارا شدن بود واعظز باغ خلق نکو، میوه نهال ادب