شمارهٔ ۱۰۲
چه پیش خلق گشایی دهان برای طلب؟که موج ریختن آبروست جنبش لب
مجو، ز گرمی دونان دوای درد، که هستهزار مرتبه جانکاه تر ز گرمی تب
چو فضله ییست که زاییده از غذای لطیفهرآنکسی که مباهات میکند بنسب
ز برگ سیلی استاد برگ پیوند استکه میدهد ثمر اعتبار نخل ادب!
ترا که خون رعیت بجای رنگ حناستچگونه دست توانی کشیدن از منصب
بیا که آینه دل ز زنگ غم واعظجلا دهیم به خاکستر سیاهی شب