شمارهٔ ۱۰ - ماه یا که خورشید
ای به رخسارهٔ تو زلف سیاهچون غرابی به شاخ گل آونگ
روی تو ماه یا که خورشید استموی تو سنبل است یا شبرنگ
خال بر عارض تو جا کردههمچو هندو، میان شهر فرنگ
بی توام باشد این جهان فراخدر نظر همچو چشم سوزن تنگ
شهدسان، نوشمش به جای شرابگر بریزی به ساغرم تو شرنگ
ما به صلحیم دائما با توتو به مایی مدام بر سر جنگ
هر چه نزدیکتر شوم با توتو گریزی زمن به صد فرسنگ
من زکوی تو پاکشم هیهاتبه سرم گر زچرخ بارد سنگ