شمارهٔ ۹ - دل بی قرار
شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرامدیشب کناره کرد به خشم از کنار من
غافل نبودم ار چه من از عشوه بازیشآخر نمود عشوهٔ سختی به کار من
تنها همین نه از برم آن بی وفا برفتهمراه او برفت دل بی قرار من
دل نا امید از من و من نا امید از اوای وای بر منو دل امیدوار من!