گنج

شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشق

۱۱ بیت
ای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!روی تمام عالمیان است سوی تو
ما را شراب کوثر و تنسیم گو مباشچون خورده ایم بادهٔ عشق از سبوی تو
آب حیات و کوثر و تنسیم و سلسبیلهیچند پیش خاک در مشکبوی تو
تو در دل منی و من از فرط اشتیاقهرسو روانه ام ز پی جستجوی تو
گر بزم شادمانی و گر مجلس عزاستنقل مجالس است همه گفتگوی تو
آبی که مهر فاطمه بود از چه کوفیانبستند از طریق شقاوت به روی تو
نازم به همت تو که در سجده زسر تیغشد خون پاک حنجرت آب وضوی تو
بوسیده بود زیر گلوی تو را نبیخنجر حیا نمود که برد گلوی تو
گر کاینات غرقهٔ بحر فنا شوندکی خونبهاست یکسره بر تار موی تو
شاها!هوای کرب و بلایت به سر مراستمگذار زیر خاک برم آرزوی تو
گر جان رود ز قالب «ترکی» به کربلاجان دوباره بر تنش آید ز بوی تو