گنج

شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقی

۹ بیت
چون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمانکاش گشتی سرنگون همچون جباب، ای آسمان!
شام را معمور کردی ا زپی قتل حسینساختی بطحا و یثرب را خراب، ای آسمان
سبط احمد را فکندی در میان خاک و خونتن برهنه در میان آفتاب، ای آسمان!
دست سقای حرم را از بدن کردی جدابا لب تشنه کنار نهر آب، ای آسمان!
کندی از بن گلبن حق، اکبر گلگون عذارریختی از چشم لیلا بس گلاب، ای آسمان!
قاسم کوکب لقا را در مصاف عاشقیدست و پایش را زخون کردی خضاب، ای آسمان!
اهل بیت مصطفی را چون اسیران فرنگجمله را بستی به یک بند وطناب، ای آسمان!
از جفا بردی به شهر شام، در بزم یزیددختر خیرالنسا را بی نقاب، ای آسمان!
راس پر نور حسین تشنه لب را از جفاساختی زینت ده بزم شراب، ای آسمان!