شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلا
یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟یا یادگار فاطمه و مرتضی نبود؟
تا روزگار چید به گیتی اساس ظلمظلمی چو ظلم واقعهٔ کربلا نبود
از بی کسی نهاد سر خود به روی خاکشاهی که غیر دامن زهراش جا نبود
یحیی سرش بریده شد از خنجر جفااما ز کین، بریده سرش از قفا نبود
ایوب صبر کرد به رنج و محن ولیصبرش چو صبر سید سجاد ما نبود
سوزد دلم به حالت بیمار کربلاکو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود
در راه شام زینب محنت رسیده رادردی بدتر ز گم شدن طفل ها نبود
«ترکی» ز دیده خون بفشان بهر کشته ایکورا کفن به بر، به جز از بوریا نبود