شمارهٔ ۳۱ - لعل گهربار
خنجر شمر، به قتل شه ابرار، حریصحنجر شه به دم خنجر خونخوار، حریص
زیر خنجر شه دین، تشنهٔ یک جرعهٔ آبوز پی کشتن او شمر جفاکار، حریص
شمر می کرد پی کشتن آن شاه شتابشه لب تشنه، به واصل شدن یار، حریص
سینه ای را که بدی مخزن اسرار الاهبه لگد کوفتنش شمر ستم کار، حریص
عابدین خسته و بیمار، ولی خصم دغابه رسن بستن آن سید بیمار، حریص
هر اسیری به سر نعشی و کلثوم فگاربه سراغ تن عباس علمدار، حریص
مادر زار علی اصغر معصوم ربابدر پی جستجوی طفل لبن خوار، حریص
دل شکسته حرم آل پیمبر در شاموز پی دیدنشان مردم بسیار، حریص
رو به رو راس حسین و به کفش چوب، یزیدبهر آزردن آن لعل گهربار، حریص
آن لبی را که زدی چوب، یزید از ره کینبهر بوسیدن او زینب افگار، حریص
هست در مرثیهٔ شاه شهیدان شب و روزکلک «ترکی» به رقم کردن اشعار، حریص