شمارهٔ ۱ - اقتدار محمد
شمس و قمر، عکسی از عذار محمدگردش گردون، به اختیار محمد
نافه مشک خطا و عنبر سارانکهتی از موی مشکبار محمد
چشمه حیوان مجال دمزدنش نیستپیش لب لعل آبدار محمد
ماه درخشان و آفتاب جهان تابمنفعل از چهر نور بار محمد
چرخ برین با همه جلال و شکوهشپست بود پیش اقتدار محمد
سرخ گلی در چمن نهاده به دامانخورده زر، از پی نثار محمد
روح الامین در میان فوج ملایکهشته به سر، تاج افتخار محمد
ما خلق اله ز خوان نعمت دنیابهره ستانند و زیر خوار محمد
در شب معراج، سوی عالم بالارفت چو شخص بزرگوار محمد
گشت سوار براق و از سر اخلاصروح الامین شد رکابدار محمد
روز جزا پایش از صراط نلغزدهر که درآید به زینهار محمد
مانده به در حلقه وار، دیده «ترکی»در دم رفتن، به انتظار محمد