گنج

شمارهٔ ۷۲ - قبله نما

۷ بیت
جانا! زلب لعل تو یک بوسه مرا بسبیمارم و، این بوسه مرا جای دوا بس
با خشم دهی بوسه و، گویی که بست نیستگویم اگرم بوسه ببخشی، به رضا بس
گر قبله، فراموش شود وقت نمازممحراب دو ابروی توام قبله نما بس
صد عقده به دل دارم و، یک عقده گشا نیستیک خنده ز لب های توام عقده گشا بس
چون دست رسی نیست مرا بر سر زلفتگر بویی از او بشنوم از باد صبا بس
این جور و جفاها که تو کردی به من ای دوست!یکبار نگفتم به تو کز بهر خدا بس
«ترکی» نشوی سیر تو از بوسه گرفتنهر چند که دهد بوسه نگویی که مرا بس