گنج

شمارهٔ ۵۹ - باد صبا

۱۱ بیت
خوش والدی که چون تویی او را ولد بودبر والدی چنین، همه کس را حسد بود
هر والدی که می نگری هست با ولدبر هر ولد، نه خوبی این خط و خد بود
چون تو ولد به خانهٔ هر والدی که هستاو را ز میوه های بهشتی رسد بود
رخ ماه آسمان و، قدت سرو بوستانبوی سیاه موی تو خوشتر زند بود
بر ماه آسمان، نه چنین لطف و دلبری ستبر سرو بوستان، نه چنین حسن قد بود
حسن تو را به حسن نکویان، چه نسبت استبسیار فرق ها ز صنم تا صمد بود
دامان و حبیب باد صبا پر ز عنبر استاو را مگر به زلف تو داد و ستد بود
هر کس که نیست در سر او شور عشق توانسان ندانمش که کم از دیو و دد بود
بنیاد سد، ز جای کند سیل اشک منگر در رهش ز آهن و پولاد سد بود
روزی برای تجربه از من به خواه، جانتا بنگری محبت من، تا چه حد بود
دوری نمودن تو ز«ترکی» پری رخا!مانا حدیث دوری جان، از جسد بود