گنج

شمارهٔ ۵۴ - یک اشاره

۱۲ بیت
عشق بازی مرا، هوس باشدتا دو روزیم دست رس باشد
عمر بی عشق، جمله محنت بودراحت من، ازین سپس باشد
دل چسان برکنم من از لب یارکه عاشق انگبین، مگس باشد
ساربانا! شتر مران شایدبار افتاده ای ز پس باشد
کاروان باز مانده را در راهگوش، پیوسته بر جرس باشد
باغبان از درخت، کی چیند؟میوه ای را که نیم رس باشد
رشته در پای مرغ رام خطاستخاصه مرغی که در قفس باشد
دوزد کز جان خود بشوید دستکی به دل خوفش از عسس باشد؟
از غمت مردم و نپرسیدیکاین به غم مبتلا، چه کس باشد
کشتن من به تیغ، حاجت نیستز ابرویت یک اشاره بس باشد
دو جهان پیش گندم خالتپیش من، کم ز یک عدس باشد
ترک خوبان نمی کند «ترکی»تا مرا آخرین نفس باشد