گنج

شمارهٔ ۳۷ - گل بیخار

۸ بیت
چون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیستچون قدت سروی به این رفتار گویی هست، نیست
گر دمیده سبزهٔ خط گرد رویت غم مداردر گلستان یک گل بی خار گویی هست، نیست
همچو من غمدیده از عشق تو گویی نیست، هستلیک چون من با غم بسیار گویی هست، نیست
عاشق بیچاره را دشوارتر در نزد یارهیچ چیز از صحبت اغیارگویی هست، نیست
ساقی مجلس از آن دستی که می در جام ریختزاهل مجلس یک نفر هوشیار گویی هست، نیست
نوخطان سبزه در خوابند گویا در چمنغیر نرگس دیده بیدار گویی هست، نیست
در جهان گویا برای دفع هم و رفع غمهیچ چیز از خواندن اشعارگویی هست، نیست
کس چو «ترکی» در جهان شوریده از عشق بتانخوار و رسوا بر سر بازارگویی هست، نیست