گنج

شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ تر

۹ بیت
شبی آیم به بالای سرت آهسته آهستهبگیرم همچو جان اندر برت آهسته آهسته
به زیر غبغبت دستی برم دزدیده دزدیدهببوسم لعل همچون شکرت آهسته آهسته
مزم لعل لبت را جای نقل آسوده آسودهبنوشم از شراب ساغرت آهسته آهسته
به یک زلف تو نرمک نرمک آرم پنجهٔ خود راکشم تاری به زلف دیگرت آهسته آهسته
به نرمی آستین پیرهن، بر چهره ات مالمعرق چینم ز گلبرگ ترت آهسته آهسته
من از شوقی که دارم عاقبت روزی بیاموزممسلمانی به زلف کافرت آهسته آهسته
برای چشم زخم از مردمت از مردم چشممسپند اندازم اندر مجمرت آهسته آهسته
برای آنکه از خوابت کنم بیدار، از مژگاننهم خاری به زیر بسترت آهسته آهسته
شبی آهسته آهسته بدزدم دفترت «ترکی»بدزدم این غزل از دفترت آهسته آهسته