شمارهٔ ۸۹
در طریق عشق کس را رهبری در کار نیستخانه آیینه را بام و دری در کار نیست
میکشد قلاب جذب عشق سویت دم به دمبسمل شوق توام بال و پری در کار نیست
کی بود شیرازه در جزو کتاب عاشقان؟!در سواد صفحه دل مسطری در کار نیست!
فرش تسلیم سجود خانقاه عشرتمخطبه مینا گر این است منبری در کار نیست
در طلسم عنصر این چارسوی اعتبارهیچ در سودای غم سیم و زری در کار نیست
کوه را هرگز گرانی از صدا مانع نشداین بود تمکین اگر گوش کری در کار نیست
پهلوی عشاق باشد گرم سودای جنونفرش مجنون است هامون بستری در کار نیست
میتوان رفتن به همت از زمین در آسمانبار عیسی گر همین باشد خری در کار نیست!
وه چه خوش گفتهست طغرل بیدل بحر سخندرد دل را بندهام دردسری در کار نیست!