شمارهٔ ۷۷
شور دریای محبت موجی از آب من استبرق شمشیر حوادث لمعه تاب من است
پردهدار ساز قانون بم و زیر غممنغمه «عشاق » از آهنگ مضراب من است!
نیست جز تعبیر حیرانی مرا فال دگرفرش مخمل سرگذشت قصه خواب من است
میزند مهر دلم گر بخیه در جیب سحرچاک دامان کتان لیکن ز مهتاب من است
خواندهام درس ادب را پیش استاد جنونقد ماه نو دوتا از وضع آداب من است
جوش طوفان سرشکم دارد آهنگ دگرخاک صحرای جنون تمهید سیلاب من است
طاقت یک عالم از ابروی یارم طاق شدسجدهگاه صد جبین از شوق محراب من است
ای خوشا از مصرع بیدل که طغرل گفته استبزم گردون صبح خیز از لعل سیراب من است