شمارهٔ ۲۶۹
در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدنعاقبت در خاک چون تیر کمان خواهم شدن
عاشقان را خاکساری رتبه آزادگیستزیر پای توسنت چون پرنیان خواهم شدن
وامکن بیجا متاع ظلم در دکان دهرنقد سوای تو را من کاروان خواهم شدن
آنقدر من در خیال شوقت از خود رفتهامبا خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!
قالب افسردهام در راهت آخر خاک شدزیر پایت گر زمینم آسمان خواهم شدن!
شکر آن دولت که ای ابروکمان از راستیبا خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!
ذرهآسا پیش خورشید رخ زیبای توزانفعال ناکسیها بینشان خواهم شدن
گرچه در کویت نمیآیم به سلک عاشقانچون سگان اندر حریمت پاسبان خواهم شدن!
جای آن دارد که طغرل فضل را باشد رواجیک قلم همچون الف در قلب جان خواهم شدن!