شمارهٔ ۲۴۶
ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرمکه شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم!
شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویشهمین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم
چه میپرسی به مجنون نسبت رسوایی ما راتوان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم!
به رنگ بیخودی چون ناله میخواهم روم سویشخیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم
درین وادی غبار جرأتم ز آرام رم داردکه چون وحشت به زیر سایه مژگان نخچیرم
سمند نالهای در زیر بار سرمه کی ماند!به قلاب نفس از راه خاموشی زمینگیرم!
خدنگ فکر من باشد حریف هر نشان طغرلتو پنداری که از بال رسا آمد پر تیرم