گنج

شمارهٔ ۲۱۹

بلند است از فلک مأوای بیدلنباشد هیچ کس را جای بیدل!
نمایم توتیای دیده خویشاگر یابم غبار پای بیدل
ندیدم از سخنگویان عالمکسی را در جهان همتای بیدل
اگر کوه است باشد طور سیناوگر دریا بود دریای بیدل!
دل افلاک را سازد مشبکلوای همت والای بیدل!
به مژگان می‌توانم کرد بیروناگر خاری خلد در پای بیدل!
نمی‌یابم کنون خالی دلم رازمانی از غم و سودای بیدل
قبای اطلس نه چرخ گردونبود کوتاه بر بالای بیدل!
به رفعت برتر است از کوه طغرلجناب حضرت میرزای بیدل!