گنج

شمارهٔ ۸۱

۴ بیت
ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرامی کند حرف تو آزارم، چه می گویی مرا
گفتی از دست محبت می شود حالت خرابمن خراب از دست این کارم، چه می گویی مرا
می کنی عیبم که پیشت سبحه و سجاده نیستاز پی ناقوس و زنارم، چه می گویی مرا
چند گویی هر نفس بر گرد خال او مگردتا بود آن نقطه، پرگارم، چه می گویی مرا