گنج

شمارهٔ ۶۶۷

۳ بیت
ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ایوز شراب غمزه ات پر گشته هر پیمانه ای
گر خرابی ره نیابد در غم آباد جهاناز کجا آید به کف، دیوانه را ویرانه ای
نیست در زلف سیاهش، گرم جولان شانه ایخویش را بر دود شمعی می زند پروانه ای