شمارهٔ ۵۶۰ ۳ بیت یک نیستان خنده دارد بر تنم آزادگیتا به قید ساز و برگ بوریا افتاده ام کار من اسباب دولت، من ز دولت بی نصیبدر هنر همطالع بال هما افتاده ام گاه پای گلرخان گیرم، گهی دست بتانگرچه خود بی دست و پا همچون حنا افتاده ام