شمارهٔ ۵۵۵
ز خیال دهنت تنگ شکر می گریمیاد زلفت چو کنم، سنبل تر می گریم
عادت شبنم این باغ بود بی تو مراشام اگر اشک کمی کرد، سحر می گریم
کودک مادر دورانم و گریان ز جفاچون بگوید که مکن گریه، دگر می گریم
در جفاخانه گیتی ندهم گریه ز کفپیش مادر نشود، پیش پدر می گریم