گنج

شمارهٔ ۵۵۰

۵ بیت
برگل فکنم دست رد و روی تو گیرمسنبل ز کف اندازم و گیسوی تو گیرم
بر چشم خودم جای دهد غنچه سیرابدر رنگ گل تازه اگر بوی تو گیرم
مستانه چو در جلوه گه ناز خرامیتعویذ شوم، دست به بازوی تو گیرم
هر جا که به خون ریختنم تیغ برآریمن هم ز پی کشتن خود، سوی تو گیرم
گفتم که به خوی تو و بوی تو برآیمبوی تو گرفتم، عجب ار خوی تو گیرم