گنج

شمارهٔ ۵۴۹

۳ بیت
شب خدنگ ناله ای بر آسمان انداختمبی نشان تیری به آن تاریکدان انداختم
بس که گردیدم به شرح بینوایی مضطربآنچه اصل مدعا بود از میان انداختم
همچو شمع از سوزناکیهای حرف اشتیاقیک سخن ناگفته، خود را از زبان انداختم