گنج

شمارهٔ ۳۸۶

۲ بیت
سرزلف ترا تا دید دل، از پای می افتدمدام این طفل را در اول شب، خواب می آید
چنان طفل نگه را بی رخت سرگشته می بینمکه پنداری ز راه کوچه گرداب می آید