گنج

شمارهٔ ۳۴۶

۳ بیت
ز رخ، چشم تو مستی در بهشت افتاده را ماندز لب، خال تو جامی سر به کوثر داده را ماند
دلم از یاد چشم او بود مانند نرگسدانسرم از فکر لعل او، کدوی باده را ماند
دمی کز هر طرف گردد پریشان سنبل زلفشز رعنایی، تذرو بال و پر بگشاده را ماند