گنج

شمارهٔ ۳۱۹

۳ بیت
ز پا ننشست اشکم، تا نیاوردت به سوی منندانستم کزان طفل این قدرها کار می آید
بدین حسن بهار افشان، چو رو در بوستان آریبه جای خار، گلبن برسر دیوار می آید
دل طغرا ز مژگانت خروش ارغنون داردجفا مضراب می بیند، فغان از تار می آید